پروانه خيال من جز از گل جمال تو
شهدي دگر نمي چشد ،اي يار بي وفاي من
ساز دلم در سينه ام غوغا نمي كند بدان
جز با نگاه روي تو، اي يار بي وفاي من
مست نمي كند مرا هيچ شراب كهنه ای
بجز شراب بوسه ات ای یار بی وفای من
روشن نمي كند شبم ،هيچ ستاره اي بدان
جز اختر چشمان تو ، اي يار بي وفاي من
هر دم كزين بيمار عشق روي بگرداني بدان
هر لحظه عاشق تر شوم، اي يار بي وفاي من
آنگه كه آن چشم خمار از من بپوشاني بدان
هر لحظه اش جان مي دهم اي يار بي وفاي من
ققنوس را تو ديده اي زنده شود از خاك خود ؟
ققنوس عشق تو شوم ،اي يار بي وفای من


خوب هستید بالاخره من وقت کردم که به وبلاگم برسم ولی شما بی معرفتی کردید ![]()
به هر حال بازم از شما بابت همه چی ممنونم .
امروز می خوم یه شعر براتون بزارم که خیلی عالیه ( البته شاید از نظر من اینطور باشه)
منتظر قدمهای سبز شما هستم .
يادت مياد اون شب عيد گفته بودم
ميخوام كه قلبمو ديگه خونه تكوني بكنم ؟
هر چي كه ياد بد دارم بريزمو دور بكنم؟ يادت مياد گفته بودم
ميخوام واسه ي ياد تو
واسه اسم قشنگ تو
يه جاي خوب پيدا كنم ؟
يه جاي دنج،يه جاي پاك
يه جا تو خونه دلم بزارمو نگات كنم؟
يه جا كه قاب ياد تو
خاك نخوره خراب بشه
بخوام بازم ياد تورو
مثل همون ياداي بد
بريزمو دور بكنم
ديگه نخوام نگات كنم
ديگه نخوام صدات كنم
اما حالا كه رفتي و تو هم شدي يه خاطره حالا كه از تو پيش من
مونده يه چندتا خاطره
نميدونم چرا نشد؟
كه قلبمو خونه تكوني بكنم
نشد كه يادتو ديگه بريزمو دور بكنم نمي دونم چرا نشد
ديگه نگاهت نكنم؟
نميدونم چرا نشد
ديگه صداتم نكنم ؟
حالا ديگه منو دلم
مونديم تو شهر خاطره
وجودمو حالا ديگه
هيچكس تو يادش نداره
حالا ديگه تو قلب تو قاب طلاي ياد من خاك خورده و سياه شده
يا شايد هم به جاي اون
كسي ديگه پيدا شده
اما بدون به جاي تو
به جاي خاطرات تو
تو دل و جون و روح من
كسي ديگه جا نميشه
هيچكسي پيدا نميشه.

نام شاعر:( آفرین. ع )



